گنجور

 
اوحدی مراغه‌ای
 

در چرخ کن چو عیسی زین جا رخ طلب را

و آنجا درست گردان پیوند ابن و اب را

گویا شود پیاپی با دل مسیح جانت

چون مریم ار ببندی روزی دو کام و لب را

با چشم تو چو گردی رطل‌اللسان به یادش

از چوب خشک برخود ریزان کنی رطب را

خواهی که جاودانت باشد تصرف اینجا

از خویشتن جدا دار این شهوت و غضب را

داری دلی چو کعبه و ز جهل و از ضلالت

در کعبه می‌گذاری بوجهل و بولهب را

ای تن، چو دل به خوبان دادی و من نگفتم

بر ماهتاب خواهی افکند این قصب را

دل رای حقه بازی زد بر دهان تنگش

ما عرضه بر که داریم این عشق بوالعجب را؟

گفتم: مگر به پایان آید شب فراقش

در شهر عاشقان خود پایان نبود شب را

ای اوحدی، چو رویش دیدی بلا همی‌کش

چون انگبین تو خوردی تاوان نبود تب را

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سعید در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۵۴ نوشته:

در بیت سوم واژه تو غلط است.
صحیح: با چشم تر چو گردی رطل‌اللسان به یادش

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
سعید در ‫۸ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۱، ساعت ۱۷:۵۷ نوشته:

همچنین واژه تصرف در بیت چهارم غلط است.
صحیح: خواهی که جاودانت باشد تشرف اینجا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۹ نوشته:

برای شگفتیدن و تعجب کردن یک لغت دری دیگر هم هست و آن افدیدن است . افدستا یعنی ستایشی که به شگفتی باشد و ویژه جهاندار است این ستایش .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امین کیخا در ‫۷ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۵ نوشته:

رطل فارسی است از لتر به معنی آوند می سازی !

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محسن حیدرزاده جزی در ‫۵ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۵۰ نوشته:

رطل اللسان نداریم ظاهرا رطب اللسان است به معنی ترزبان

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.