گنجور

 
اوحدالدین کرمانی
 

شمارهٔ ۱: بر منبر و سجاده ببایست گریست

شمارهٔ ۲: یا نیست شود یا همگی ما گردد

شمارهٔ ۳: حاتم باشی با همه کس وقت سخا

شمارهٔ ۴: زنهار زآهشان بیندیش که آه

شمارهٔ ۵: مه را به بناگوش تو نسبت کردم

شمارهٔ ۶: خال توراست حالتی سخت عجب که هر که او

شمارهٔ ۷: لبش رنگ لعل و دمش بوی مشک

شمارهٔ ۸: گفتم که تو را کجا توانم دیدن