و ازین طایفه بود ابوعُبَیْدالبُسری از پیران قدیم بوده است و صحبت ابوتراب نخشبی کرده است.
دقّی گوید از ابن الجّلا شنیدم که ششصد پیر را دیدم و چهار پیر دیدم که چون ایشان نبود هیچکس، ذاالنّون مصری، و ابوعبیدبُسری و پدر خویش و ابوتراب نخشبی.
ابوزرعه گوید ابوعبیدبُسری روزی برگردونی نشسته بود و خرمنی همی کوفت و تا بحج سه روز مانده بود دو مرد بیامدند و گفتند یا باعبید بحج نشاط کنی گفت نه پس با من نگریست و گفت پیر تو برین قادرتر از ایشانست.


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: ابوعبید البسری از پیران قدیم و قابل احترام در طایفه خود است که با ابوتراب نخشبی گفتگوهایی داشته است. او در جمعی از ششصد پیر، تنها به چهار نفر از جمله خودش، ذاالنون مصری و ابوتراب نخشبی اهمیت میدهد. روزی، هنگامی که او برگردونی نشسته و مشغول کار است، دو نفر به او نزدیک میشوند و از او میخواهند که برای رفتن به حج آماده شود. اما او این دعوت را نپذیرفته و اشاره میکند که پیر او از این دو مرد بهتر و کارآمدتر است.
هوش مصنوعی: ابوعبید البسری از دسته قدیمیها محسوب میشود و با ابوتراب نخشبی گفتگو کرده است.
هوش مصنوعی: دقّی میگوید که از ابن الجلا شنیدم که ششصد سالخورده را دیده است و چهار نفر از آنها را معرفی میکند که هیچکس دیگر به اندازه آنها نبود: ذوالنون مصری، ابوعبید بسری، پدر خودش و ابوتراب نخشبی.
هوش مصنوعی: ابوزرعه میگوید که ابوعبیدبُسری روزی در حالی که نشسته بود و کاری انجام میداد، کمکم به ایام مناسک حج نزدیک میشد. در این حین، دو مرد به او نزدیک شدند و از او پرسیدند که آیا با آنان به مناسک حج خواهد رفت. او پاسخ داد که خیر. سپس یکی از آن مردان به ابوعبید نگریست و گفت که پیر او ممکن است در این کار توان بیشتری از آنها داشته باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.