گنجور

شمارهٔ ۹۸

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

از آن زباده شوق تو هوش جان دزدم

که لذت غمت از کام او نهان دزدم

تو گرم رانی و سوزم که چون رسی بر من

چگونه شیوه گرمی از آن عنان دزدم

خوش آن وصال که هر دم حلاوت نگهت

دل از نگاه وز دل جان و من زجان دزدم

بجور تا کنم او را دلیر میخواهم

که فاش گویم و پنهان اثر از آن دزدم

بجرم عشق توفردا بدوزخ ار افتم

تمام آتش دوزخ در استخوان دزدم

خوش آنکه یار بمن بدگمان شود عرفی

که لذت ستم از زخم امتحان دزدم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر