گنجور

 
عرفی شیرازی
 

مده تسلیم از صلح بی مدار هنوز

که میشوم بفریبت امیدوار هنوز

اگر گشت قیامت قیامت بوعده گاه بیا

که دل نشسته در آنجا بانتظار هنوز

بدست بوس تو از ذوق جان برآمد لیک

نبرده زخم از این لذت شکار هنوز

فرو گرفت در و بام دیده را حسرت

نگشته گرم نگاهم بروی یار هنوز

خزان گرفت گلستان عیش را عرفی

ندیده خرمی فصل نوبهار هنوز

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.