گنجور

شمارهٔ ۸۳

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

گر محبت حمله بر ناموس کفار آورد

برهمن را سبحه در گردن ببازار آورد

در میان گریه مستانه غرقم شحنه کو

تا شراب آلوده مستم برسردار آورد

گر خجل باشد زایمان لذت کفرش حرام

عابدی کش زلف او در قید زنار آورد

زین که عالم کفر گیرد کی درآرد سربه تیغ

گردل شیدای موسی تاب دیدار آورد

قحط حسن چون توئی بگشود برقع لاجرم

روزگار هجر یوسف را ببازار آورد

عابدان گویند با شب زنده داری فیضهاست

کو کسی کین مژده از دلهای بیدار آورد

عجز را ذوقیست عرفی تا شدم زنهار جوی

ورنه کو زخمی که از در دم بزنهار آورد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن