گنجور

شمارهٔ ۷۴

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

بیار باده که جانم دمی زناله برآید

هزار زمزمه از دل بیک پیاله برآید

بشوی نامه دانش بجو رساله مستی

بود که فال مراد تو زین رساله برآید

بنوش جامی و آسوده شو ز وسوسه غم

چه غم خوری که چنان کارت از حواله برآید

مچش که شعبده میزیان دهر بلند است

اگر بزهر نیالوده یک نوله برآید

بدین جمال اگر بگذری بسوی گلستان

ز گلبنش گل و برگ هزار ساله برآید

بمطلبی نفکند است سایه همت عرفی

که از قبول دعاها زدست هاله برآید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.