گنجور

شمارهٔ ۶۲

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

تا بکی عمر بافسوس و جهالت برود

نشأه باده بتاراج ملامت برود

بخت بد را خجل از پرسش باطل چکنم

بهتر آنست که عمرم ببطالت برود

زاهد از کعبه عنان تافته می آید لیک

چون طمع داشت که خضرش بدلالت برود

رهرو کعبه که دیر است حوالتگاهش

برود لیک زدنبال حوالت برود

جای رحمست بران جوهری لعل طراز

کش همه عمر بآرایش آلت برود

جانم ار مالک غمهای محبت گردد

من گدا گردم و نامش بدلالت برود



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.