گنجور

شمارهٔ ۴۱

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

تنها نه دلم باده نابش همه خونست

مغز قلم و مغز کتابش همه خونست

دلها شکند وز دل من یاد نیارد

چون بشکند این خم که شرابش همه خونست

از سوز دل ما بشکن توبه که این نیست

آن می که چنین کرده خرابش همه خونست

عرفی نکنی ترک دل ریش چکیدن

کان میوه طوبی است که آبش همه خونست



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر