گنجور

شمارهٔ ۱۷۳

 
عرفی
عرفی شیرازی » مثنویات
 

ای نه فلک ز خوشه صنع تو دانه

وز قصر کبریای تو عرش آستانه

در تنگنای کوچه شهر جلال تو

وسعت گه زمانه کمین کار خانه

پرواز گاه طائر صنعت کجا بود

جائی که دارد از دو جهان آشیانه

نه توسن سپهر سراسیمه میدود

تا حکمتت گرفته بکف تازیانه

ذات تو قادر است بایجاد هر محال

الا بآفریدن چون خود یگانه

عفوت ثواب دشمن و حلمت گناه دوست

هر گام چیده عاطفتت آب و دانه

عرفی تمام معصیت اما بدست او

هست از عنایت تو عنان بهانه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر