گنجور

 
عرفی شیرازی
 

باز میخواهم که شوخ دل ربائی خوش کنم

وز برای چهره سودن خاکپائی خوش کنم

باز میخواهم که چون بلبل ز شوق نوگلی

از ترنم های درد افزا نوائی خوش کنم

باز میخواهم که دل در دست و جان در آستین

در میان دلبران افتم بلائی خوش کنم

باز میخواهم که بنشینم براه وعده

خاطر خود را بهر آواز پائی خوش کنم

باز میخواهم که در راه وفا یک دل شوم

تا بکی هردم دل خود را زجائی خوش کنم

باز میخواهم که بر خیزم زبزم عافیت

همچو عرفی گوشه محنت سرائی خوش کنم