دلی داریم و ما جمعی پریشان از غم اوییم
که می میرد برای درد و ما در ماتم اوییم
به این آمیزش و این محرمی گر تو به دیداری
مکن بیگانگی غم، که ما هم محرم اوییم
اگر با مرد غم باشیم، تاب آریم این غم را
که ناشایسته ای چند، آرزومند غم اوییم
بجو فرزانه ای عرفی، که گوید حالت عشقت
که ما دیوانه کان هرزه گرد عالم اوییم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از درد و غم عشق سخن میگوید و به حال پریشان خود و دیگران اشاره میکند. او تأکید دارد که اگر با معشوق دیداری داشته باشند، باید به عمق غم عشق آشنا باشند و در این درد مشترک شریک شوند. شاعر بر این باور است که اگر کسانی که عاشقاند، ابراز خواهند کرد، باید تاب این درد را داشته باشند. همچنین، به جستجوی فرد حکیم و فرزانهای اشاره میکند که میتواند حال عشق را به درستی بیان کند.
هوش مصنوعی: ما دلی داریم پر از غم و ناراحتی که به خاطر او در درد و رنج هستیم و در واقع در سوگ او به سر میبریم.
هوش مصنوعی: اگر تو با این پیوند و این دوستی به دیدار نیایی، غم و بیگانگی را احساس نکن؛ زیرا ما نیز از دوستان و رازداران او هستیم.
هوش مصنوعی: اگر با کسی که غمگین است همراهی کنیم، میتوانیم این غم را تحمل کنیم. حتی اگر خیلی ناراحتکننده باشد، ما آرزو داریم که غم او را به دوش بکشیم.
هوش مصنوعی: به دنبال فردی دانا و عاقل باش که بتواند درباره احساس عشق و حال و روز ما که همچون دیوانگان در جستجوی عالم و معشوق سرگردانیم، صحبت کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.