گنجور

 
عرفی شیرازی
 

دل بدست و پای کوبان از حرم یگریختم

وین سیه قندیل را از خاک دیر آویختم

توتیای دیده توفیق یعنی خاک دیر

برسر دل تهنیت گویان بمژگان ریختم

راهب دیر وصنم مست سماع ماتم اند

تا بشیون نغمه ناقوس را آویختم

گوهری کزوی بیاید دیده معنی صفا

در جهان پیدا نشد هر چند خاکش بیختم

مایه دیریم عرفی عشوه در کعبه نیز

مدتی پارنجها از پرده می انگیختیم