گنجور

 
عرفی شیرازی
 

باز آی تا بذوق الم آشنا شویم

با شیشه وزسنگ بهم آشنا شویم

صد بحث غم بیکدرم داغ میخرند

زین ننگ با معامله کم آشنا شویم

راز محبتیم زما گوش و لب تهیست

حاشا که ما بلوح و قلم آشنا شویم

باید کشید خون شهیدان سبوسبو

تا اندکی بذوق عدم آشنا شویم

گفتی براه کعبه کنند آشنا قدم

اول رهی که با قدم آشنا شویم