گنجور

 
عرفی

صد شکر که فخر دوده جاه

در دامن دایه بقا زاد

دریای توجه شهنشاه

بنگر که چه دربی بها زاد

این قطره شود هزار چشمه

کز چشمه فیض کبریا زاد

این دانه شود هزار خوشه

کز کشته سایه خدا زاد

از تربیت عنایت شاه

خورشید شود اگر سهازاد

من دانم و آسمان که اقبال

درکعبه آسمان کرازاد؟

یکتا کهرمحیط اخلاق

از بهر نثار پادشا زاد

ازجبهه طالعش چه جویی

سر خیل قبیله وفا زاد

او راچه دعا کنم که بختش

دامان بقا گرفت تا زاد