صد شکر کز حلاوت هستی گذشته ایم
وز ذوق هوشیاری و مستی گذشته ایم
ای خوشدلی مناز که ما از بساط عمر
در روزگار باد پرستی گذشته ایم
در راه راست گام به اندیشه می نهیم
از بس که بر بلندی و پستی گذشته ایم
راز درون پرده ز بیرون نوشته، لیک
دایم به این صحیفهٔ مستی گذشته ایم
عرفی به راه روان عدم جای بار نیست
تا تو کلاه گوشه شکستی، گذشته ایم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به قدردانی از شیرینی زندگی و تجربیاتش میپردازد و تأکید میکند که از سر خوشحالی و آگاهی، به مراحل مهم زندگی نگریسته است. او به یادآوری میآورد که نباید به رویارویی با خوشیها و سختیهای زندگی بپردازد، زیرا به خاطر گذر زمان، از بسیاری از این مراحل عبور کردهاند. عرفی میگوید که رازی در دل انسانها وجود دارد که همیشه در حال تغییر است و زندگی پر از خوشی و غم است. او همچنین به عدم ماندگاری در این دنیا اشاره میکند و میگوید که باید از زندگی بهرهبرداری کرد.
هوش مصنوعی: ما از شیرینی وجود خود قدردانی کردهایم و لحظاتی که در شورِ آگاهی و مستی سپری کردهایم را پشت سر گذاشتهایم.
هوش مصنوعی: ای دل شاد، ستیز نکن که ما از دامن زندگی در دوران پر از ناز و نعمت عبور کردهایم.
هوش مصنوعی: ما در مسیر درست با تفکر قدم برمیداریم، زیرا تجربههای زیادی از فراز و نشیبها داشتهایم.
هوش مصنوعی: رازهایی که در دل دارم، به ظاهر مشخص نیستند، اما ما همیشه در حال گذراندن لحظاتی پربار و پرشور هستیم.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی ناپایدار، جایی برای بار و بار سنگین وجود ندارد. ما فراموش کردهایم که در این راه، حتی وقتی کلاهی برمیداریم، زمان و گذشته را پشت سر گذاشتهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.