گنجور

 
عنصری بلخی
 

فغان زان پریچهر عیار یار

که با منش دائم به پیکار کار

دو زلف سیاهش بماند بدان

که دو زاغ دارد بمنقار قار

دهانی چو یک نار دانه دو نیم

مرا هست در دل از آن نار نار

بنزد بزرگان بزرگم ولی

بنزدیک آن چشم خونخوار خوار

بیاد توام نوش گردد همی

بکام اندرون زهر و دشوار وار

چنان گشتم از فرقت آن نگار

که بر من ز عشقست بلغار غار

اگر طمع کردی بجان و دلم

بدست و دل و جان تو بردار دار

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.