گنجور

شمارهٔ ۳۰

 
عنصری
عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
 

فغان زان پریچهر عیار یار

که با منش دائم به پیکار کار

دو زلف سیاهش بماند بدان

که دو زاغ دارد بمنقار قار

دهانی چو یک نار دانه دو نیم

مرا هست در دل از آن نار نار

بنزد بزرگان بزرگم ولی

بنزدیک آن چشم خونخوار خوار

بیاد توام نوش گردد همی

بکام اندرون زهر و دشوار وار

چنان گشتم از فرقت آن نگار

که بر من ز عشقست بلغار غار

اگر طمع کردی بجان و دلم

بدست و دل و جان تو بردار دار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام