در بیان اینکه چون طالب، تعینات را در قمار طلب بباخت و هستی خود را در هستی مطلوب نیست ساخت و در فنای او باقی شد، لاجرم هم میخواره و هم ساقی شد و اگر هم باده و جامش خوانند رواست.
دیگر از ساقی نشان باقی نبود
ز آنکه آن میخواره جز ساقی نبود
خود بمعنی باده بود و جام بود
گر بصورت رند درد آشام بود
شد تهی بزم از منی و از تویی
اتحاد آمد، به یک سو شد دویی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بیان مفهوم فناء و اتحاد در عشق و حرکت به سوی حضرت حق میپردازد. شاعر میگوید که وقتی کسی همه چیز را در قمار عشق باخت و وجود خود را در وجود محبوب ناپدید کرد، به نوعی هم میخواره و هم ساقی میشود. در این حالت، دیگر نشانی از ساقی باقی نمیماند، چون خود میخواره همان ساقی است و واسطهگری دیگر وجود ندارد. به عبارتی، او به خود باده و جام میشود و با نوشیدن درد عاشقانه، بزم از شخصیّتهای جدا تهی میشود و به اتحاد میرسد، جایی که دوگانگی میان "من" و "تو" از بین میرود.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که شخصی که در جستجوی هدف خود، تمام ویژگیها و مشخصات را در قمار زندگی باخته و وجود واقعیاش را در وجود مطلوبش نادیده گرفته، سرانجام به حالت فنا و نابودی میرسد. در نتیجه، او به همان اندازه که درگیر نوشیدن الکل میشود، خود به ساقی هم تبدیل میشود و اگر او را به دلیل این کارها مورد سرزنش قرار دهند، چندان نادرست نیست.
هوش مصنوعی: دیگر هیچ نشانهای از ساقی نمانده بود، زیرا آن میخانهنشین جز خود ساقی چیزی نبود.
هوش مصنوعی: باده و جام به معنای خودشان بودند؛ اگر به شکل رند و شیدا در آید، درد و رنج را خواهد نوشید.
هوش مصنوعی: در میهمانی دیگر هیچکسی از من و تو باقی نمانده است. در نتیجه، با اتحاد ما، دوگانگی به یکسو رفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.