گنجور

 
عمان سامانی
 

در بیان عارف شدن به مراتب جانبازان راه حقیقت از در ارادت به شیخ طریقت از ر اه مراقبه گوید:

باز هستی، طاقتم را طاق کرد

دفتر صبر مرا؛ اوراق کرد

یادم آمد؛ خلوتی خالی ز غیر

پیری اندر صدر آن، یادش بخیر

خم صفت، صافی دل و روشن ضمیر

خضروش، گمگشتگان را دستگیر

مر مرا از حال خویش افزوده حال

خواب بود این می ندانم یا خیال؟!

هشت بر زانو، سر تسلیم من

خواست تا سری ...

پس لب گوهر فشان آورد پیش

پیشتر بردم دو گوش هوش خویش

از دم آن مقبل صاحب نظر

گشتم از شور شهیدان، با خبر

عالمی دیدم ازین عالم، برون

عاشقانی، سرخ رو یکسر ز خون

دست بر دامان واجب، بر زده

خود ز امکان خیمه بالاتر زده

گرد آن شمع هدی از هر کنار

پرزنان و پرفشان، پروانه‌وار

ترسم از این بیشتر، شرحی دهم

تار تن را، نطق بشکافد ز هم

ز آنکه در گوش من آن والانژاد

گفت، اما رخصت گفتن نداد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | منبع اولیه: کتابخانه تصوف | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سید حبیب حمزه لو در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۰ نوشته:

هِشت بر زانو، سر تسلیم من
خواست تا سّری کند تعلیم من

 

فرشاد منصوریان در ‫۱۰ ماه قبل، شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۲۸ نوشته:

چرا به نوشته آقای سید حبیب حمزه لو ترتیب اثر نمی دهید

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.