گنجور

شمارهٔ ۹۵۲

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

وه که جهان در گرفت سوزِ دمِ عاشقان

کون و مکان درکشید موجِ غمِ عاشقان

غلغلِ اِستبشرُوا در ملکوت اوفتاد

باز نهان شد عیان آن صنمِ عاشقان

عشق به دستِ ازل تا به دوامِ ابد

بر فلکِ مستقیم زد علمِ عاشقان

چون متحرّک شود موکبِ رایاتِ عشق

روحِ امین سر نهد در قدمِ عاشقان

محرم اگر نیستی پای درین ره منه

از سرِ عَمیا مرو در حرمِ عشاقان

برگذر از ما و من بیش و کم خود مبین

زان که کم و بیش نیست بیش و کمِ عاشقان

رنگ دو رنگی مکن کز ازل استادِ کار

سکّه ی وحدت نهاد بر درمِ عاشقان

آینه ی آهنین صورتِ کج‌بین بود

سینه ی یک دیگرست جامِ جمِ عاشقان

کلکِ نزاری کند چهره ی معنی تراز

خطِّ خطا کی روی بر قلمِ عاشقان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام