گنجور

شمارهٔ ۹۴۳

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

آرزومندم به روی دوستان

جان و دل دارم به سوی دوستان

وای وای از اشتیاق یارکان

آه آه از آرزوی دوستان

یاد آن شب ها که بودی تا به روز

شوق ما بر های و هوی دوستان

دست ما و دامن خیل خیال

روی ما و خاک کوی دوستان

ما ندانستیم شرط دوستی

برشکستیم از عدوی دوستان

عمر تاوان کرده ایم الّا هم آنک

صرف شد در جست و جوی دوستان

از بهشت و حور و غلمان فارغیم

راح می خواهیم و روی دوستان

عنبر و مشک و بهار و باغ ما

خُلقِ یاران است و خوی دوستان

هم صبا جانِ نزاری را حیات

می دهد هر شب به بوی دوستان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور