گنجور

شمارهٔ ۹۰۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

کار این است که از کارِ جهان آزادیم

به دلی فارغ از اندیشه ی جان آزادیم

فارغیم از هوسِ خواجگی و خیل و حشم

بل‌که از نیک و بدِ کون و مکان آزادیم

دیده ای سرو که در باغ برآید ز چمن

مفرد انیم که چون سروِ روان آزادیم

گه جوان یارِ قدم بودی گه پیرِ دلیل

بعد ازین از مددِ پیر و جوان آزادیم

سرّ هر نه فلک از خلق نهان گو می باش

ما هم از خلق و هم از سرّ نهان آزادیم

در نگیرد سخنِ دوزخ و جنّت با ما

حق گواه است کزین فارغ و زان آزادیم

پیش تر بستگیِ ما ز نزاری بودی

زو هم آزاد ببودیم و همان آزادیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify