گنجور

شمارهٔ ۷۲۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

با دل در احتسابم و با دیده در نزاع

از بیم روز هجر و نهیب شب وداع

سودای عشق بازی و قلب پس آمده

ننگ محققان ز کساد چنین متاع

از هم جدا دگر نتوان کرد عشق و دل

ملکی ست عشق و دل که بود تا ابد مشاع

تا دیده بر بگشایم و بینم جمال دوست

و رنه فوایدی ز نظر نیست جز صداع

تا هم ز دوستان شنوم نام دوستان

ور نه چرا به کار شود سمع و استماع

مجنون برگرفته ز چشم غزال چشم

در چشمش آدمی ننماید به جز سباع

نتوان گرفت اگر همه در بزم جنتی

نه چشم بر نظاره و نه گوش بر سماع

در رستخیز چند توان بود منتظر

تا کی شود میسرم اسباب اجتماع

بیچاره چون کند که به تکلیف می برند

تقدیر اشتیاقش و زنجیر التیاع

در جان ما محبت یوسف نهان چنانک

دربار ابن یامین و اویی خبر زصاع

ای دوست بر نزاری مسکین مگیر عیب

بر حال او هنوز نیفتاده اطلاع

غره مشو به شوکت و قوت حمول باش

کاندر مصاف عشق فرو شد بسی شجاع



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.