گنجور

شمارهٔ ۷

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

چو عکس لعل تو بر دیده بگذرد ما را

خیال خال تو در حالت آورد ما را

کرامت می لعلت به معجزات خیال

نکرده چاشنیی هوش می برد ما را

مگر به صیقل جام وصال ساقی عهد

غبار از آینه ی سینه بسترد ما را

به غمزه ی تو نه این چشم داشتم کاخر

به گوشه ی نظری باز بنگرد ما را

غمت مباد که بر شادی حمایت تو

به جز غم تو کسی غم نمی خورد ما را

رقیب گفت مرا تا به کی ز بی خردی

که از تهتّکّ تو پرده می درد ما را

جمال حور بهشت و حریم حرمت خلد

رقیب را و نزاری بی خرد ما را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام