گنجور

شمارهٔ ۵۴۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

آن‌ها که به دوست راه دارند

اسرارِ نهان نگاه دارند

در سیر و سلوک شرطِ عشّاق

آن است که سر به راه دارند

بی‌دوست اگر دمی برآرند

آن دم سرِ هر گناه دارند

هر جا که روند دوستان‌اند

دانی به چه داغِ شاه دارند

مشهور بود جنودِ ارواح

پیوسته از آن سپاه دارند

کردند به ترک‌ ترکِ دنیا

زان ترک چنین کلاه دارند

بر ترکِ حطامِ نام [و ناموس]

سد محضر پرگواه دارند

آن‌جا که به عرصۀ مظالم

فریاد به دادخواه دارند

آن روز مگر تو را نزاری

از هاویه در پناه دارند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام