گنجور

شمارهٔ ۴۵۹

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

میانه بخت دلم گر کرانه یی گیرد

بلای صحبت خوبان بهانه یی گیرد

خلاص یابد و پیرانه سر بیاساید

به طبع زاویه خنب خانه یی گیرد

ولی چگونه رود در رکاب سلطانی

که عالمی به سرِ تازیانه یی گیرد

زمان چو می گذرد از گذشته غم نخورد

محققانه ز نو سر زمانه ای گیرد

نظر گهی ش به عین الیقین شود حاصل

که از خیال مصور نشانه یی گیرد

ز گنج طبع به هر دم دفینه ای بخشد

ز کنج فقر به هر دم خزانه یی گیرد

به بال شوق برآید به اوج سدره عشق

ورای قاف خرد آشیانه یی گیرد

من و مجاورت آستان میخانه

مراد آن که مرید آستانه یی گیرد

غلام همت آنم که چون نزاری مست

پس از دوگانه واجب سه گانه یی گیرد

غنیمتی شمرد نقد وقت را امروز

نوید حاصل فردا فسانه یی گیرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام