گنجور

شمارهٔ ۳۶۶

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

گر بر آرد عشقت از جانم قیامت

من نخواهم کرد بر عاشق ملامت

دیگران را جامه می سوزد مرا جان

بر من مسکین چه می آید غرامت

در بلای عشق می خواهم همیشه

من نمی خواهم در این طوفان سلامت

من ندانم در کدامین وجه باشم

چون ز بالای جهت برخاست قامت

عالمی در علت رشک از من و تو

بر قد و بالای ما بود این علامت

زلف آرامیده ی من چند شوری

نیست در تشویش کس را استقامت

هر چه در هستی ما از خشک و تر بود

رغم ما را بستند از ما تمامت

گر نخواهد کرد جان در کار عشقت

سود کی دارد نزاری را ندامت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام