گنجور

شمارهٔ ۳۵۱

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » غزلیات
 

بوی عرق چین تو باد صبا برگرفت

یا زخواص بهار نشو و نما برگرفت

گویی عطار صبح کرد معنبر جهان

نافه ی چین برگشاد مشک ختا برگرفت

بوی گل بی وفا در سرش افکند شور

بلبل شوریده سر راه نوا برگرفت

کرد دماغ خرد ممتلی از بوی خوش

از اثر آن نسیم سیر ز ما برگرفت

عقل سراسیمه شد صبر درآمد ز پای

از سر ما لطف تو دست چرا برگرفت

دل که ز ما برشکست سیر شد از ما دگر

قاعده ی نو نهاد خوی شما برگرفت

هم به کناری امید داشتمی پیش ازین

حسن تو خود از میان رسم عطا برگرفت

بر تو ملامت کند هر که به گوشش رسید

کز تو نزاری چرا راه رجا برگرفت

گفتمش آنِ توام گفت تو آن خودی

من ز کجا گفتمش او ز کجا برگرفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منبع نزاری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام