گنجور

بخش ۳۸ - مقامات می خوارگان

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » دستورنامه
 

ندانی اگر هیچ بویی بری

مقامات میخوارگان سرسری

کسانی که در بی‌خودی دم زنند

جهانی به یک جرعه برهم زنند

زمستان حق پرس اسرارِ می

که افسرده بیرون نبردست پی

چو در می تلف کردگان ذوق نیست

دل افسردگان را سر شوق نیست

حذر کن زمستان که رندی به گاه

دو عالم بسوزد به یک برق آه

ز مستان به ظاهر چه بینند باز

همه آن که زیشان کنند احتراز

ز بیرون خرابی شناسند و بس

کمالی دهد از درون هر نفس

برون گر خرابی و ویرانی است

درون سر به سر گنج پنهانی است

خرابی مردان اگر ننگری

ز هر کنج گنجی برون آوری

میازار دل‌های مستان مست

که سرها ببرند بی تیغ و دست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام