گنجور

بخش ۲۴ - در جستن یار هم‌جنس

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » دستورنامه
 

نشاید بر اسرار کردن ستیز

چو درمانی از چاره کردن گریز

اگر محرمِ رازداری نکوست

همه رونق و عیش و عشرت ازوست

چه خوش روزگاری‌ست با هم‌نفس

حرام است بی‌یارِ هم‌دم، نفس

اگر صد حریفت بود هم‌نشین

یکی رازدارت بباید امین

زده امتحانش چو زر بر محک

شده پاک از آلایشِ شرک و شک

ولیکن که دارد کجا کو کراست

اشارت به عنقا همین است راست

دو نوبت زن ار یافتنی یک دلی

نباشد چو تو در جهان مقبلی

به یاری توان کارها پیش برد

قدم جز به یاری نباید سپرد

چو در خود نمی‌یابی این ماجرا

توقّع کنی از دگر کس چرا

اگر ترک اسرار خود گفته‌ای

ز دانا نصیحت پذیرفته‌ای

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام