گنجور

بخش ۱۱ - مداح می

 
حکیم نزاری
حکیم نزاری » دستورنامه
 

غذای تن و قوت جان است راح

چه وصفش کنم بیش از آن است راح

چهل سال مداح می بوده‌ام

هنوزش به واجب بنستوده‌ام

شب و روز تحسین می کرده‌ام

تفاخر به آئین وی کرده‌ام

بپرورده‌ام هم چو جان در تنش

که هست اتصالی به جان منش

چنان با دمِ او دمی داشتم

که چون جان عزیزش همی‌داشتم

گه‌ش گفته‌ام جان شیرین من

جم وقت جام سفالین من

گه‌ش گفته‌ام یادگار مسیح

غلط می‌کنم اعتبارِ مسیح

گهی مادرش گفته‌ام مریم است

که چون ابن مریم مبارک دم است

گهش روح ثانی نهادم لقب

درافگندم آتش به آبِ عنب

اگر شرح خاصیت می‌دهم

ندانم که انصافِ او کی دهم

هزارش صفت کرده‌ام در هزار

هنوزش نگفتم یکی از هزار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام