کودکی از جملهٔ آزادگان
رفت برون با دو سه همزادگان
پای چو در راه نهاد آن پسر
پویه همیکرد و درآمد به سر
پایش ازآن پویه درآمد ز دست
مهر دل و مهره پشتش شکست
شد نفسِ آن دو سه همسال او
تنگتر از حادثهٔ حال او
آنکه ورا دوستترین بود گفت
در بُنِ چاهیش بباید نهفت
تا نشود راز چو روز آشکار
تا نشویم از پدرش شرمسار
عاقبت اندیشترین کودکی
دشمن او بود در ایشان یکی
گفت همانا که در این همرهان
صورت این حال نماند نهان
چونکه مرا زین همه دشمن نهند
تهمت این واقعه بر من نهند
زی پدرش رفت و خبردار کرد
تا پدرش چارهٔ آن کار کرد
هرکه در او جوهر دانایی است
بر همه چیزیش توانایی است
بند فلک را که تواند گشاد؟
آنکه بر او پای تواند نهاد
چون ز کم و بیش فلک درگذشت
کار نظامی ز فلک برگذشت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
کاربر: در این شعر، کودکی از میان چند دوستش به بیرون میرود. او در مسیرش دچار حادثهای میشود که موجب شکست مهرهها و به علاقگی به بازی میگردد. دوست نادان او، به دوستان دیگر پیشنهاد میکند که در چاهی پنهانش کنند تا راز این واقعه فاش نشود و از پدرش شرمنده نشوند. در میان دوستان، یکی از آنها که عاقلتر است، از این ماجرا آگاه میشود و میترسد که با تهمت به او، این داستان بر او روا داشته شود. او خبر را به پدر کودک منتقل میکند تا در پیاش چارهای بیندیشد. شعر به مفهوم آگاهی و هوش در مواجهه با مشکلات و دشواریهای زندگی اشاره دارد و بر قدرت دانایی در حل مشکلات تأکید میکند.
هوش مصنوعی: کودکی از جمع آزادگان خارج شد و با دو یا سه دوست دیگرش به راه افتاد.
کاربر: وقتی آن پسر پا در راه گذاشت، شروع به دویدن کرد و با سر به زمین خورد.
کاربر: پای او بخاطر دویدن و زمین خوردنش از حرکت بازماند و هم دلش، هم ستون فقراتش شکست.
هوش مصنوعی: نفس آن دو یا سه همسال او اکنون بهطرز عجیبی تحت فشار و تنگی قرار گرفته است و حال او به شدت بحرانی شده است.
کاربر: آنکه بیشتر از همه او را دوست داشت ولی نادان بود، گفت که باید در عمق چاهی او را پنهان کرد.
کاربر: باید مراقب باشیم که این راز فاش نشود که باعث خجالت ما شود و ما از پدرش شرمنده نشویم.
کاربر: در نهایت، بچهای که دور اندیش ترین و داناترین بود، همان فردی بود که در جمع آنها به او دشمنی میورزید.
کاربر: او گفت که در میان این همراهان، این وضعیت دیگر پنهان نخواهد ماند.
کاربر: چون که همه مرا دشمن او میدانند به من تهمت میزنند و این ماجرا را به من نسبت میدهند.
کاربر: او نزد پدر بچه رفت و او را خبردار کرد تا پدرش برای آن مشکل راه حلی بیندیشد.
کاربر: هر کسی که در وجودش گوهر دانایی باشد، بر هر چیزی تسلط و توانایی دارد.
هوش مصنوعی: کسی که میتواند بر آسمان گام نهد، تنها اوست که میتواند محدودیتهای آن را بشکافد.
کاربر: وقتی که تقدیر و سرنوشت از نقص و کمی و زیادی گذر کند، آنگاه نظامی گنجوی ترتیب امور از دست تقدیر بیرون برده و به مقام بالاتری منتقل میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۱۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.