گنجور

 
نیر تبریزی
 

در خواب به کف داشتم این طرهٔ پرتاب

ای کاش که بیدار نمی‌گشتم از این خواب

آن طرّهٔ مشکین تو با سنبل عطشان

وان لعل می‌ْآگین تو با غنچهٔ سیراب

از سنبل عطشان تو سیراب دل از خون

وز غنچهٔ سیراب تو عطشان لب احباب

آبم از سر برگذشت ای ساربان محمل بدار

ترسم از اشکم فروماند شتر را پی در آب