گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اوحدالدین کرمانی

روزی زقضای آسمانی ای دل

باشد که نکو شود چه دانی ای دل

تا در غم رنج بی کرانی ای دل

خوش باش که آن چنان نمانی ای دل

جهان ملک خاتون

هرچند که تو دشمن جانی ای دل

در جان من خسته روانی ای دل

اندیشه چنین بکن که خود را و مرا

از دست فراق وارهانی ای دل

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جهان ملک خاتون
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه