خردمند دایه چو آغاز کرد
به خوبی سخن گفت چون ساز کرد
بدو گفت کای گرد گسترده نام
درودت ز خورشید و ماه تمام
مه خاوری شمع روی زمین
سهی سرو کشمیر و خورشید چین
پری پیکر و مه رخ و مشک بو
سمن سینه و نوش لب لاله روی
گل اندام و گلرنگ و گلنار فام
دل آرای و دلجوی و دلبند نام
خردمند با زیب و با ناز و شرم
سخن چرب و شیرین و آوای نرم
که از جان به مهر تو بریان شده
ز مهرت شب و روز گریان شده
مرا گفت رو نزد آن مرد گرد
بگویش که ای شیر با دستبرد
از آنگه که دیدم تو را در نبرد
ز من دور شد خواب و آرام و خورد
خیال تو در چشم من جای کرد
به یکباره دل نزد تو رای کرد
دلم بسته روی و موی تو شد
خرد رفته هوش کوی تو شد
چو چشمم بدیدست کوپال تو
بدین ساعد و بازو و یال تو
نشان سنان تو دارد دلم
ز سودای عشق تو پا در گلم
همان تیر کز شستت آمد نخست
نشانه تو گفتی دل من بخست
خروشت هنوزم به گوش اندر است
مرا گرد اسب تو چون افسر است
روانم ز مهرت درآمد ز پای
مرا نزد خود یک زمان ره نمای
چو گفتار دایه رسیدش به گوش
دل پهلوان اندرآمد به جوش
از آن خوب پیغام و آواز نرم
وز آن خوش سخن های با ناز و شرم
شکیب از دل پهلوان دور گشت
ز گفتار در عشق رنجور گشت
به دایه چنین گفت کای مهربان
یکی چاره ای کن به روشن روان
که امشب مرا نزد آن مه بری
به کردار کوته کنی داوری
گر امشب ببینم رخ او نهان
ترا بی نیازی دهم در جهان
بدو گفت دایه که ای شیرمرد
یکی عهد با ما ببایدت کرد
برو دست ننهی به کاری چنان
که نپسندد آن داور داوران
بدین عهد بگرفت دستش به دست
یکی خورد سوگند و پیمان ببست
سبک دایه برخاست از پیش او
به مژده بیامد بر ماه رو
که خوشنود گشت آن یل رزمساز
به دام آمد آن شیر گردن فراز
کنون خواهد آمد به نزدیک تو
که روشن کند جان تاریک تو
چو بشنید دختر به دل شاد شد
ز بند غم و غصه آزاد شد
به دایه چنین گفت کای مهربان
برآراست باید چنان چون توان
بشد دایه از پیش آن نازنین
بیاورد جامه ز دیبای چین
سر و پای آن دختر دلستان
بیاراستش چون مه آسمان
نهادند پرمایه تختی ز زر
فراوان برو در نشانده گهر
به هر جای گسترده خز و حریر
برآتش فشاندند مشک و عبیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن شعرگونه، دایه به بزرگمردی (پهلوان) که عاشق یک دختر زیباست، میگوید تا با زبانی شیرین و پرمدعا وصف محبت و زیبایی او را بیان کند. او از ویژگیها و زیباییهای دختر صحبت میکند و به او میگوید که عشقش باعث شده که آرامش و خواب را از دست بدهد. در ادامه، دایه پیشنهاد میکند که برای دیدن دختر باید با نصیحت و احتیاط عمل کند تا خشم داور را برنیانگیزد. پهلوان با شوق به این عهد و پیمان تن میدهد و دایه از او میخواهد که برای ملاقات با دخترش خود را بیاراید. سپس دایه به دختر خبر خوب میدهد و از او میخواهد که خود را برای دیدار آماده کند. در نهایت، دختر با خوشحالی و شادابی آماده میشود، و دایه به او لباس زیبا و زینتهایی میآورد تا برای دیدار با پهلوان آماده باشد.
هوش مصنوعی: عالم و حکیم، وقتی که شروع به صحبت میکند، به شایستگی و زیبایی سخن میگوید، مانند سازی که به درستی نواخته میشود.
هوش مصنوعی: او به او گفت: ای کسی که نامت مانند خورشید و ماه درخشان و شناخته شده است، به تو سلام میرسانم.
هوش مصنوعی: ماه مانند شمعی بر زمین درخشان است و سرو زیبای کشمیر و خورشید چین را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: دخترکی با زیبایی های الهام بخش، صورتی چون ماه و موهایی خوشبو به مانند مشک، سینه ای لطیف همچون گل سمن و لبانی شیرین مثل گل لاله دارد.
هوش مصنوعی: این شخص زیبا و دلربا است، با اندامی چون گل و رنگی دلنشین که دلها را تسخیر میکند و نامش هم مایهی دلخوشی و عشق است.
هوش مصنوعی: عاقل و با تجربه، در برخورد با زیبایی و ناز و شرم، با زبان شیرین و لطیف صحبت میکند.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطرت از جانش گذشته و عشق تو را در دل دارد، شب و روز به خاطر این عشق اشک میریزد.
هوش مصنوعی: برو سراغ آن مرد و به او بگو که تو مانند شیری هستی که به شکار میپردازد.
هوش مصنوعی: از زمانی که تو را در میدان جنگ دیدم، خواب و آرامش از من دور شده است و دیگر نتوانستم راحتی داشته باشم.
هوش مصنوعی: نگاه تو ناگهان در چشم من نشسته و دل من یواشکی به تو عشق ورزیده است.
هوش مصنوعی: دل من به زیبایی و جذابیت تو وابسته شده و از عقل و هوش من خارج شده است.
هوش مصنوعی: وقتی چشمم به صورت تو افتاد، به این بازو و سر و موهای زیبایت نگاه کردم.
هوش مصنوعی: دل من به یاد تو و عشقات در حال گلی شدن است و احساس میکنم که تیر عشق تو به قلبم نشسته است.
هوش مصنوعی: شما اشاره کردهاید که تیر از انگشت شما به سمت هدف پرتاب شد و به نشانهگیری شما اشاره داشت. این بدان معناست که شما خود را به تیراندازی شبیه کردهاید که به قلب من آسیب رسانده است.
هوش مصنوعی: صدای تو هنوز در گوش من طنینانداز است و گرد و غبار اسب تو مانند تاجی بر سر من نشسته است.
هوش مصنوعی: عشقت مرا از خود بیخود کرده و از پا درآورده است، فقط یک بار، برای مدتی، مرا به نزد خود راه بده و نشانم بده.
هوش مصنوعی: چون سخنان دایه به گوش او رسید، پهلوان از دلش برانگیخته شد و به شور و هیجان درآمد.
هوش مصنوعی: پیام زیبا و صدای دلنشین او، همراه با سخنان شیرین و با ناز و حیا او، بسیار دلانگیز است.
هوش مصنوعی: صبوری و استقامت یک قهرمان به خاطر سخنان عشق، دچار خستگی و درد شده است.
هوش مصنوعی: به پرستار خود گفت: ای مهربان، لطفاً یک راه حل برای من پیدا کن که بتوانم به آرامش و روشنی ذهن دست یابم.
هوش مصنوعی: امشب مرا به نزد آن مه بیاور تا به صورت دلخواه و سریع دربارهام تصمیمگیری کنی.
هوش مصنوعی: اگر امشب نتوانم چهره او را ببینم، تو را از هر نیازی در این دنیا بینیاز میکنم.
هوش مصنوعی: دایه به او گفت: "ای مرد بزرگ، باید پیمانی با ما ببندی."
هوش مصنوعی: به کارهایی بپرداز که مورد رضایت و پسند قضاوت کننده اصلی نباشد.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به یک توافق و پیمان بین دو نفر است. آنها دست یکدیگر را گرفته و با سوگند بر تعهدی که به هم بستهاند، تأکید میکنند.
هوش مصنوعی: پرستار با شادی از کنار او بلند شد و به سمت ماه که بر چهرهاش تابان بود، رفت.
هوش مصنوعی: دل شیرین و شجاع آن جنگجوی بزرگ خوشحال شد، زیرا آن دلیر گردن بلند به دام افتاد.
هوش مصنوعی: اکنون فردی به نزد تو خواهد آمد تا روح تاریک تو را روشن کند.
هوش مصنوعی: وقتی دختر این را شنید، دلش شاد شد و از غم و ناراحتی رهایی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: به پرستار گفت: ای مهربان، باید به بهترین شکل ممکن عمل کنی و آنچه در توان داری را به نمایش بگذاری.
هوش مصنوعی: دایه از پیش آن نازنین رفت و لباس زیبایی از پارچهی چینی برای او آورد.
هوش مصنوعی: دست و پای آن دختر زیبا را به زیبایی تزیین کردهاند، همانطور که ماه در آسمان میدرخشد.
هوش مصنوعی: بر روی تختی با ارزش و زرین، جواهرات زیادی را قرار دادهاند تا به زیبایی آن افزوده شود.
هوش مصنوعی: به هر کجا که پارچههای نرم و زیبا را پخش کردند، بوی خوش مشک و عطر شگفتی نیز فضایی دلپذیر ایجاد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.