گنجور

گفتار پنجاه و یکم

 
ناصرخسرو
ناصرخسرو » وجه دین
 

گوئیم بتوفیق خدایتعالی که رسول مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم این قول را بسیار خوش فرمود گفتن مومنان را بهر وقت که شدت و رنجی پیش آید و خبر است از و علیه السلام که مرین قول را گفت: کنز من کنوز الجنه علموها صبیانکم و امیطوا عنهم و ساوس الشیطان و هو اجسه گفت این گفتار لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیمگنجی است از گنجهای بهشت بیاموزانید این گفتار را مرکودکان خود را و پاک کنید وسواسهای دیو را و فریب او را و تفسیر این قول آنست که گوئیم هم از امر و توانائی نیست مر ما را مگر خدایراست که او بلند و بزرگ است و حول اندر لغت تازی گرفته است از سال از بهر آنکه چون سال بر چیزی بگذرد بردرستی و راستی آنچیز مردم لختی ایمنی یابند و حول نیز گردانیدن باشد و تاویل اینقول آنست که گوینده چون این بگوید آن خواهد که گشتن است و جدا افتادن مرشک و شبهت را از نفس مومن و بدان فریبها و مکر مخالفان دین نگنجند بمیان خلق و نیز گوید توانایی نیست مرا اندر دور کردن آن از نفس خویش و پرهیز داشتن از بی باکی و دلیری مگر بخداوند تالیف و تاویل که ایشان بفرمان خدایتعالی ایستاده اند در دین بدانچه خدایتعالی حدود او را صفت کرد که العلی العظیم و بدان مر عقل کل را خواهد که برتر از همه حدود است و صفت او برتر از همه صفات است و اندر نماز تسبیح سجود گفته شود که سبحان ربی الاعلی و بحمده از بهر آن گفت که او برتر است از همه حدود و صفت دیگر عظیم است و آن نفس کل است چون شدت نفسانی (و) عقلانی پیش از رسته شدن معانی کتاب و شریعت است و مشکل شدن طریق حق بوقت نایافتن مر حدود دین را چون مومن این سخن بگوید معنی آنست که مرین شدت و نادانی را گردانیدن ما را طاقت نیست مگر بصاحب جزیرت من که مرو را اندر زمین محل خداوند تاویل است که صفت او عظیم است بتائید خداوند زمان علیه السلام که او را اندر زمان خویش محل خداوند دور است که صفت او علی است این است تاویل این قول که یاد کرده شد .

تمام کردیم مرین کتاب را و تمام کردن این گفتار پنجاه و یکم که عدد آن درست کردیم بر عدد رکعات فریضه و سنت نماز (است ) که اندر شبانه روزی است تا مومن را گزاردن فریضه و سنت و دانستن معانی این گفتارها برضای خدایتعالی باشد اگر جهد کند نفس شهوانی را نفس ناطقی مسخر بگیرد و آنچه اندر این کتاب است صواب (باز) نمودیم بتائید خداوند زمان علیه السلام و بر آن ثواب از خدایتعالی بمیانجی خداوند حق چشم داریم و آنچه خطا و زلت و نسیان است ما را اندر آن قصد و مراد خیر و صلاح بود و بضعیفی و ناتوانی نفس ما بیفتاد عفو آن از ولی خدای جوئیم و شفاعت اندر گذشتن آن (از ) ما بروز حساب ازو خواهیم و مومنان مخلص را وصیت آنست که چون این کتاب را بخوانند بر خواندن این راضی نشوند .

بلکه بر موجب تاویلات این بروند و شریعت را بدانش کار بندند تا نفس جزوی پای بند عالم طبیعت باشد افعال خویش را از کالبدها تواند نمودن و شریعت را بسزا کار بندد که اینعالم طبیعت سرای کاریست و سرای جزا و آسایش نیست که اندرین سرای آسایش بجوید و هرکه جز این کند و جزاین گوید مرو را دجال فریبنده دانند و مومنان را بایدکه بدانش کار کنند تا سر انجام کار ایشان خدایتعالی و رسول صلی الله علیه و آله و سلم بینند تا فردا خجل نمانند الحمدلله رب العالمین حمدالشاکرین و الصلوه و السلام علی رسوله محمد النبی الامین و علی آله الطاهرین و الائمه الصادقین.

تمت کتاب وجه الدین در غره ماه رجب المرجب تاریخ هجریه عالیه مقدسه النبویه سنه 1324 بدست حقیرالفقیر سرا پا تقصیر سید شهزاده محمد .



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر