هر دیده رخ خوب تو دیدن نتواند
هرکس سر زلف تو کشیدن نتواند
خسرو لب شیرین بگزد همچو شکر، لیک
فرهاد جز از انگشت گزیدن نتواند
خون گشت دلم غنچه صفت از غم هجران
از ضعف ولی جامه دریدن نتواند
امروز که بر شربت وصل تو رسد دست
بیمار چنان شد که چشیدن نتواند
افغان من از پردهٔ افلاک گذر کرد
در گوش تو ای ماه رسیدن نتواند
هر چند که دشمن ز زبان تیغ بلا ساخت
ما را ز تو ای دوست بریدن نتواند
بی همت عالی نتوان رفت ره عشق
بی پر به هوا مرغ پریدن نتواند
گلگون سرشکم ز پیات گشت بسی رود
اِستاد کنون خشک و دویدن نتواند
در دام سر زلف تو مرغ دل ناصر
در عین هلاک است و تپیدن نتواند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و فقدان است و احساسات عمیق شاعر را نسبت به معشوقش نشان میدهد. شاعر میگوید که هیچ کس نمیتواند زیبایی معشوق را به درستی درک کند و مشقتهای عشق بسیار دشوار است. او از غم دوری و درد فراق صحبت میکند و به ناتوانی خود در تحمل این درد اشاره دارد. همچنین، عشق را همچون سفری دشوار میداند که بدون همت و اراده قوی نمیتوان به آن دست یافت. در نهایت، عمق عشق و وابستگیاش را بیان میکند و میگوید که دلش در دام زلف معشوق گرفتار است و نمیتواند از آن رهایی یابد.
هوش مصنوعی: هیچ چشمی نمیتواند زیبایی چهرهات را ببیند و هیچکس نمیتواند به موی تو دست بزند.
هوش مصنوعی: خسرو با لبهای شیرینش مانند شکر میتواند بخزد و گفتگو کند، اما فرهاد تنها از طریق ناچیز و دردناک میتواند به او نزدیک شود.
هوش مصنوعی: دلم به خاطر دوری و جدایی، مانند غنچهای که از غم پژمرده شده، به شدت میسوزد. هرچند که ضعیف شدهام، اما نمیتوانم به راحتی شکایت یا اعتراض کنم.
هوش مصنوعی: امروز وقتی که بیمار به نوشیدن وصل تو دست یافت، حالش به قدری بد شد که نتوانست طعم آن را بچشد.
هوش مصنوعی: عشق و احساس من به قدری عمیق است که از مرزهای آسمانها عبور کرده و به تو رسیده است، اما نمیتواند به تو نزدیک شود و به حقیقت بپیوندد.
هوش مصنوعی: هرچند که دشمن با سرنیزه و خشونت ما را تهدید میکند، اما نمیتواند ما را از تو ای دوست جدا کند.
هوش مصنوعی: برای موفقیت در راه عشق، باید همت و اراده بلندی داشت. بدون داشتن عزم و انگیزه، نمیتوان در این مسیر پیش رفت. مانند این است که پرندهای بدون بال نمیتواند پرواز کند.
هوش مصنوعی: اشکهای گلگون من به خاطر تو بسیار جاری شد، اما اکنون آن اشکها خشک شده و دیگر نمیتوانند به جریان بیفتند.
هوش مصنوعی: مرغ دل ناصر به خاطر زیبایی و جذابیت زلف تو در عذابی شدید است، اما حتی نمیتواند تپش قلبش را کنترل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.