دی قلندر امردی گفت آشنای من تویی
پهلوی او رفته گفتم متکای من تویی
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
دی قلندر امردی گفت آشنای من تویی
پهلوی او رفته گفتم متکای من تویی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احوالات یک قلندر، یعنی مردی آزاداندیش و بیخیال از دنیا اشاره میکند. او از رابطه نزدیک و صمیمی خود با این شخص سخن میگوید و میگوید که این قلندر برای او مانند متکایی است که آرامش و آسایش او را فراهم میکند. شاعر حال و هوای محبت و نزدیکی را به تصویر میکشد و نشان میدهد که این ارتباط برایش بسیار مهم و ارزشمند است.
هوش مصنوعی: دیروز، فردی که به شدت به معنویت و زدودن زرق و برقهای دنیوی علاقهمند است، به من گفت که تو دوست من هستی. من در کنار او نشسته بودم و به او پاسخ دادم که تو برای من مانند یک بالشت هستی؛ یعنی من به وجود تو نیاز دارم و بودن تو برای من آسایش و راحتی به ارمغان میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.