گنجور

سی‌وچهارم

 
جلال الدین محمد مولوی
مولانا » دیوان شمس » ترجیعات
 

جهان اندر گشاده شد جهانی

که وصف او نیاید در زبانی

حیاتش را نباشد خوف مرگی

بهارش را نگرداند خزانی

در و دیوار او افسانه گویان

کاوخ و سنگ او اشعار خوانی

چو جغذ آنجا رود، طاوس گردد

چو گرگ آنجا رود، گردد شبانی

به رفتن چون بود، تبدیل حالی

نه نقلی از مکانی تا مکانی

بخارستان پا بر جای بنگر

ز نقل حال گردد گلستانی

ببین آن صخره پا بر جای مانده

چه سیران کرد، تا شد لعل کانی

بشوی از آب معنی دست صورت

که طباخان بگسردند خوانی

ملایک بین بزاییده ز دیوان

نزاید اینچنینی، آنچنانی

بسی دیدم درختی رسته از خاک

کی دید از خاک رسته آسمانی؟!

چو یخرج حی من میت عیان شد

جماد مرده شد صاحب عیانی

ز قطرهٔ آب دیدم که بزاید

قبای ، رستمی، یا پهلوانی

ندیدم من که از باد خیالی

برون آید بهشتی یا جنانی

ز ترجیع این غزل را ترجمان کن

به نوعی دیگرش شرح و بیان کن

ایا دری که صد رو می‌نمایی

هزاران در ز هرسو می‌گشایی

ولیک از عزت و اشراف و غیرت

خفا اندر خفا اندر خفایی

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.