گنجور

 
 
گلها برای اندروید
رباعی شمارهٔ ۵۷۰ به خوانش بهناز شکوهی
می‌خواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
فعال یا غیرفعال‌سازی قفل متن روی خوانش من بخوانم
عطار

خورشید، که او زیر و زبر می‌گردد

از تو،‌ به امید یک نظر می‌گردد

ذوقِ شکَرِ شُکْرِ تو طوطی فلک

تا یافت، از آن وقت، به سر می‌گردد

کمال‌الدین اسماعیل

چون کار زمانه بر گذر می‌گردد

هردم همه کارها دگر می‌گردد

من دانم و ساغری که در می‌گردد

ور هفت فلک زیر و زبر می‌گردد

مولانا

اندر رمضان خاک تو زر می‌گردد

چون سنگ که سرمهٔ بصر می‌گردد

آن لقمه که خورده‌ای قذر می‌گردد

وان صبر که کرده‌ای نظر می‌گردد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
مجد همگر

از بس که ز گریه نامه تر می‌گردد

هر حرف به خون دیده بر می‌گردد

بیچاره قلم نیز چو من در غم تو

می‌گرید و از غصه به سر می‌گردد

سعدی

نوروز که سیل در کمر می‌گردد

سنگ از سر کوهسار در می‌گردد

از چشمهٔ چشم ما برفت اینهمه سیل

گویی که دل تو سخت‌تر می‌گردد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه