گنجور



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

Ebi نوشته:

بسیار زیبا

👆☹

سامان نوشته:

اگه غم اینقد بده که نفرین میکنه آدمای بی وفا رو تا غم در دلشون خانه بگیره پس چرا خودش غم رو هزار آفرین میگه؟فاز مولوی چیه دقیقا؟
خودش بی وفاست؟خودشو نفرین میکنه؟اگه نفرینه چرا پس هزار آفرین بعد میکنه؟دری بریه؟دری بریم آدم بگه باس یه منطقی داشته باشه توش
این رباعی خیلی مشهورم هست
کسی می دونه فازش چیه؟

👆☹

آرش نوشته:

در پاسخ آقا سامان
غم اول غم مادی و دنیوی است
اما غم دوم غم عشق است
اول کمی فکر و سپس بقیه را زیر رگبار تیر های اشتباه خود بکنیم

👆☹

کامران نوشته:

آرش با ازلاعاتش سامان رو پوچ کرد

👆☹

مهدی نوشته:

غمم غم بی و همراز دلم غم

غمم همصحبت و همراز و همدم

غمت مهله که مو تنها نشینم

مریزا بارک الله مرحبا غم

باباطاهر… انگار دل همه عاشق های واقعی پر از غم عشق بوده. اگه غم عشق نباشه دل نیست

👆☹

منوچهر نوشته:

منظور مولوی اینه که:
درون دل بی‌وفا همیشه غمه
و درسته که یار منو تنها گذاشت ولی
غمی که از بی‌وفایی اون جا مونده از خودش باوفاتره

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید