گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید

حدیث عشق شکرریز جان فزا گوید

اگر ز رنگ رخ یار ما خبر دارد

ز لاله زار و ز نسرین و گل چرا گوید

ز راه غیرت گوید که تا بپوشاند

رها کند سر چشمه حدیث پا گوید

که پاره پاره به تدریج ذره که گردد

فنا شود که اگر تند و بر ولا گوید

کهی که ذره بود پیش او دو صد که قاف

دوان دوان شود آن دم که او بیا گوید

چو گوش کوه شنید آن بیای فرخ او

به سر بیاید و لبیک را دو تا گوید

به حق گلشن اقبال کاندر او مستی

چو گل خموش که تا بلبلت ثنا گوید

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.