گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد

دل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمد

تا کی اشارت آید تو ناشنوده آری

ترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمد

رفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشسته

کز ثقل و از گرانی چون تل خرمن آمد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۶ نوشته:

کودن امدن یعنی کودن شدن و این درست مثل
become stupid است یعنی شدن از امدن ساخته شده است

 

سعید در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۲ نوشته:

نک کوتاه شده و چکیده اینک است اما به معنی ناله هم زیاد به کار میرود البته کنار نال و بصورت نک ونال

 

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، پنج شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۹ نوشته:

به لری نرکیدن صدای غرش شیر و گاو نر می باشد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.