گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد

هر مرده‌ای ز گوری برجست و پیشش آمد

دل را زبان بباید تا جان به چنگش آرد

جان پاکشان بیاید کان یار سرکش آمد

جان غرق شهد و شکر از منبع نباتش

مه در میان خرمن زان ترک مه وش آمد

خاک از فروغ نفخش قبله فرشته آمد

کب از جوار آتش همطبع آتش آمد

جان و دل فرشته جفت هوای حق شد

گردون فرشتگان را زان روی مفرش آمد

نر باش و صیقلی کن دل را و نقش برخوان

بی نقش و بی‌جهات این شش سو منقش آمد

آن لعل را در آخر در جیب خویش یابی

بر جیب پاک جیبان نورش مر شش آمد

ز افیون شربت او سرمست خفت بدعت

ز استون رحمت او دولت منعش آمد

ای هوشمند گوشی کو را کشید دستش

وی روسپید رویی کز وی مخمش آمد

خاموش پنج نوبت مشنو ز آسمانی

کان آسمان برون این پنج و این شش آمد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، چهار شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۱ نوشته:

اشکارا و فاش یک رستاخیز مهربان و بی میل داغ و ابزار شکنجیدن را مولانا انگاشته است

 

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، چهار شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۴ نوشته:

رش به لکی معنی ریختن می دهد و نیز معنی سیاه هم می دهد اما به عربی هم راه یافته رش انجا هم به بعضی لهجه ها معنی ریختن دارد اما رشاشه به عربی تیربار است گویا مرشش به معنی لبریز و سرشار از نور خواستش بوده است ولی مخمش را هم با مستی و بیخودی درست کرده است از خاموش ! خداوندگار ( مولانا ) شورمند و مستانه سرا !

 

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، چهار شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۷ نوشته:

مخمش البته در عربی معنی خراش دیده هم هست

 

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، چهار شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۹ نوشته:

شاید بیت یکی مانده به اخر چنین باشد
چه کوش هوشمند و شنوایی که دست خداوند انرا بگیرد ! و چه روی روسپبدی که از عتاب او خدشه و خراش بیند !

 

سعید در ‫۸ سال قبل، چهار شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۲۹ نوشته:

خوانده ام که عید از ماده عود است و به معنی بازگشت و به روزهایی که مشکلاتی از قومی بر طرف میشود و همه چیز به حالت اول باز میگردد عید گفته میشود

 

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، چهار شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۳۴ نوشته:

هر دو کلمه مرشش و مخمش معنی درستی در عربی دارند یعنی رندیده و خراشیده اما با کمی رش به فارسی از ریختن و ریزیدن هم تواند بود و مخمش از خاموش که نام مولانا در شعرش است گویا مولانا بازیی با کلمات کرده است

 

امین کیخا در ‫۸ سال قبل، چهار شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۳۵ نوشته:

به به سعید نیکروزم درود بر شما به فارسی عید می شود روزبه یعنی روز و روزگار بهی و سعادت و نیز به کردی جژن که همان جشن است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.