گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند

مکن اسرار نهانی که وی اسرار بداند

همه را از تو چو خاشاک بر آن آب براند

که همه شیوه می را دل خمار بداند

کف او خار نشاند کف او گل شکفاند

همه گل‌های نهانی ز دل خار بداند

تو به هر روز به تدریج یکی چیز بدانی

تو برو چاکر او شو که به یک بار بداند

چو اسیری به گه حکم به اقرار و گواهی

تن صوفی به گواهی دل اقرار بداند

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.