گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ماه دیدم شد مرا سودای چرخ

آن مهی نی کو بود بالای چرخ

تو ز چرخی با تو می‌گویم ز چرخ

ور نه این خورشید را چه جای چرخ

زهره را دیدم همی‌زد چنگ دوش

ای همه چون دوش ما شب‌های چرخ

جان من با اختران آسمان

رقص رقصان گشته در پهنای چرخ

در فراق آفتاب جان ببین

از شفق پرخون شده سیمای چرخ

سر فروکن یک دمی از بام چرخ

تا زنم من چرخ‌ها در پای چرخ

سنگ از خورشید شد یاقوت و لعل

چشم از خورشید شد بینای چرخ

ماه خود بر آسمان دیگرست

عکس آن ماهست در دریای چرخ

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امید در ‫۶ سال و ۲ ماه قبل، دو شنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۰ نوشته:

شمس و مه چرخیدن در حال چرخ
گفته می شد احسن دارای چرخ
نغمه های مولوی نغمه گو
در خروشید و در امد به چرخ
نغمه های مولوی نی سخن
در بجوشید در امد به چرخ

 

مهدی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۲۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۵ نوشته:

ماه خود بر آسمان دیگر است....
بیست سال است که این بیت تن مرا می لرزاند.

 

بی سواد در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۵۰ نوشته:

نلرزید آقا مهدی گرامی،
ماه خود بر آسمان دیگریست
و آنکه شما می بینید عکس اوست
\واقعی نیست، مجازی است

 

هادی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، دو شنبه ۴ دی ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۶ نوشته:

سلام ، لطفا معنی کنید . ممنون

 

همایون در ‫۳ سال قبل، چهار شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۰ نوشته:

غزل چرخ
در این غزل هشت بیتی که نشان از بی‌ حدی و بی‌ مرزی است، واژه چرخ، ردیفِ پس از قافیه آمده است تا اهمیت آنرا برساند و چهار بار بیش از اندازه لازم یعنی‌ نُه بار، بکار برده شده، که نشانه فرم و جهان مادی است، هر چند این‌ها می‌‌تواند تصادفی باشد همان گونه که خود شعر یک تصادف است که از حال شاعر در برخورد با دنیای بیرون پدید می‌‌آید
چرخ از معنی‌‌های بسیار مهم و با ارزش است و از واژه‌های کلیدی در اشعار جلال دین
چرخ از آغاز هستی‌ و پیدایش جهان مادی در کار است از ریز‌ترین جز تا عظیم‌ترین اجرام فضائی
و هم آغاز حرکت انسانی‌ روی زمین و پیدایش صنعت است و هم اوج نشاط و شادی انسان را نشان می‌‌دهد
ازینرو چرخ به تنهایی هم وازه‌ای کاملا مادی است و هم معنا یی و جایی‌ است که دنیای معنی‌ و واقعیت با هم پیوند می‌‌خورند
و انسان می‌‌تواند از این راه خود را به دنیای معنی‌ منتقل سازد و حال خود را دگرگون سازد و مستی معنوی خود را به اوج‌های بالا برساند
به خصوص آنکه در دنیای معنی‌ نیز مانند دنیای واقعی‌ بی‌ شک شاهی‌ بر تخت نشسته است بی‌ اندازه فرهمند و با شکوه
ما انسان‌ها معنی‌‌ها را از دنیای واقعی می‌‌گیریم حال آنکه به باور جلال دین این معنی‌‌ها هستند که این جهان و چرخ و فلک را پدید آورده ا‌ند و انسان محصول چرخی است که معنی‌‌ها در هستی‌ می‌‌زنند
و این تصور اول و دوم و علت و معلول از اندیشه ناقص انسان می‌‌آید که غرق دنیای ماده است و به درون خود کم تر می‌‌پردازد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.