گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

اندر این جمع شررها ز کجاست

دود سودای هنرها ز کجاست

من سر رشته خود گم کردم

کاین مخالف شده سرها ز کجاست

گر نه دل‌های شما مختلفند

در من از جنگ اثرها ز کجاست

گر چو زنجیر به هم پیوستیم

این فروبستن درها ز کجاست

گر نه صد مرغ مخالف این جاست

جنگ و برکندن پرها ز کجاست

ساقیا باده به پیش آر که می

خود بگوید که دگرها ز کجاست

تو اگر جرعه نریزی بر خاک

خاک را از تو خبرها ز کجاست

 

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

سینا فارسیان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهار شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۳ نوشته:

با درود و عرض ادب
در مصرع آخر بجای خبرها از اثرها هم استفاده شده
خاک را از تو اثرها ز کجاست...
البته هردو درسته

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

علی در ‫۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۲ نوشته:

با سلام
پیرو این شعر داستانی هست به نقل از استاد دکتر قمشه ای
: زاهدی بعد از سالیان دراز ذکر گفتن دچار تردید میشه که چرا خداوند جوابش نمیده.
شبی حضرت خضر به خوابش میاد و میگه همین ذکر گفتن تو لبیک ماست(خداوند) که تکمیل کننده‌ ی این داستان بیت آخر شعر می باشد.
با تشکر فراوان.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.