گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی

شکر ستان هله تا تو شکرستان باشی

بجه بجه چو شهاب از برای کشتن دیو

چو ز اختری بجهی قلب آسمان باشی

چو عزم بحر کند نوح کشتی‌اش باشی

رود به چرخ مسیحا تو نردبان باشی

گهی چو عیسی مریم طبیب جان گردی

گهی چو موسی عمران روی شبان باشی

ز بهر پختن تو آتشیست روحانی

چو پس جهی چو زنان خام قلتبان باشی

ز آتش ار نگریزی تمام پخته شوی

چو نان پخته رئیس و عزیز خوان باشی

چو خوان برآیی و اخوان تو را قبول کنند

مثال نان مدد جان شوی و جان باشی

اگر چه معدن رنجی به صبر گنج شوی

اگر چه خانه غیبی تو غیب دان باشی

من این بگفتم و از آسمان ندا آمد

به گوش جان که چنین گر شوی چنان باشی

خمش دهان پی آنست تا شکرخایی

نه آن که سست فکندی زنخ زنان باشی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.