گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای دل چون آهنت بوده چو آیینه‌ای

آینه با جان من مونس دیرینه‌ای

در دل آیینه من در دل من آینه

تن کی بود محدثی دی و پریرینه‌ای

خواجه چرایی چنین کز تو رمد عشق دین

زانک همی‌بیندت احمد پارینه‌ای

مرغ گزینی یقین دانه شیرین بچین

کآمد از سوی چین مرغ تو را چینه‌ای

شیر خدایی خدا شیر نرت نام داد

از چه سبب گشته‌ای همدم بوزینه‌ای

صورت تن را مبین زانک نه درخورد توست

پوشد سلطان گهی خرقه پشمینه‌ای

هین دل خود را تمام در کف دلبر سپار

تا که نپوسد دلت در حسد و کینه‌ای

سینه پاکی که او گشت خوش و عشق خو

سینه سینا بود فرش چنین سینه‌ای

تشنه آن شربتی خسته آن ضربتی

تا تو در این غربتی نیست طمأنینه‌ای

هست خرد چون شکر هست صور همچو نی

هست معانی چو می حرف چو قنینه‌ای

خوب چو نبود عروس خوش نشود زو نفوس

از حفه و از رفه ز اطلس و زرینه‌ای

چون نروی زین جهان خوی خرابات جان

در عوض می بگیر بی‌مزه ترخینه‌ای

خانه تن را بساز باغچه و گلشنی

گوشه دل را بساز مسجد آدینه‌ای

هر نفسی شاهدی در نظر واحدی

آوردش بر طبق نادره لوزینه‌ای

خامش با مرغ خاک قصه دریا مگو

بکر چه عرضه کنی بر شه عنینه‌ای

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مسعود ف در ‫۱ سال قبل، دو شنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۸ نوشته:

در بیت 12
خوی خرابات جان ؟ یا سوی خرابات جان ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.