گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

هر نفسی از درون دلبر روحانیی

عربده آرد مرا از ره پنهانیی

فتنه و ویرانیم شور و پریشانیم

برد مسلمانیم وای مسلمانیی

گفت مرا می خوری یا چه گمان می‌بری

کیست برون از گمان جز دل ربانیی

بر سر افسانه رو مست سوی خانه رو

جان بفشان کان نگار کرد گل افشانیی

یک دم ای خوش عذار حال مرا گوش دار

مست غمت را بیار رسم نگهبانیی

عابد و معبود من شاهد و مشهود من

عشق شناس ای حریف در دل انسانیی

کعبه ما کوی او قبله ما روی او

رهبر ما بوی او در ره سلطانیی

خواجه صاحب نظر الحذر از ما حذر

تا ننهد خواجه سر در خطر جانیی

نی غلطم سر بیار تا ببری صد هزار

گل ندمد جز ز خار گنج به ویرانیی

آمد آن شیر من عاشق جان سیر من

در کف او شیشه‌ای شکل پری خوانیی

گفتم ای روح قدس آخر ما را بپرس

گفت چه پرسم دریغ حال مرا دانیی

مستم و گم کرده راه تن زن و پرسش مخواه

مست چه‌ام بوی گیر باده جانانیی

کی بود آن ای خدا ما شده از ما جدا

برده قماشات ما غارت سبحانیی

هر کی ورا کار کیست در کف او خارکیست

هر کی ورا یار کیست هست چو زندانیی

کارک تو هم تویی یارک تو هم تویی

هر کی ز خود دور شد نیست به جز فانیی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۳۷ نوشته:

هر که ورا کارکیست، در کف او خارکیست
هر که ورا یارکیست، هست چو زندانیی
..
کارک تو، هم تویی
یارک تو، هم تویی...

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.